دون ژوان
نه اینکه شعر است درد است
این روزها باهرکس دوست میشوم احساس میکنم آنقدر دوست بوده ایم که دیگر وقت خیانت است...(نصرت رحمانی) درودی به بی کرانگی پرده ی شب..بابت تاخیرم عذر میخواهم..اینروزها احوال خوبی دردست پریدن ندارم.الطاف مهربان همه چیزو همه کس به سمتم پرتاب میشود از ندیده ترین ها تا صمیمیترین ها..ازنزدیکترین هایی که تا دیروز به نزدیکی بودنشان اعتماد کردم تا با لبخندی شادباورکنمشان..انانکه حتی امروزهم با هرچه جهان مدرن دراختیارشان گذاشته . روبرو همانندقبلند که میپنداشتم و پشت روهمانند الان که میپندارم. از تمام دوستانی که وقت گذاشتن وقسمت ۱نقد جریان غزل پست مدرن را خواندن ممنونم و کسانی که گفتن خواندند استفاده کردن و پشت رو به خاطر عدم سوادی مکتبی حتی به جدی نگرفتنش مستمرتر بودند.و قضاوت همیشه بر عهده مخاطب بوده!این مانیستیم که باهرچه که هست ..میتوانیم جایگاهی درهنراین مملکت بخزیم.این صندلی اهدایست ازمردم نه از... وخبرمهمتراینکه مجموعه ومانیفست یا چگونگی شکلگیری غزل پست مدرن (هومن-عزیزی) بدستم رسیده . اولین غزلهای این جریان واولین شخصی که این بحث راآغازکردکه من درتمام لحظات حضورداشتم وشایدکسی بودم که باعث پیونداین نوع جریان به ادبیات پایتخت بود که هومن تاریخ سرودنش برمیگردد به ۱۳۷۴-۷۵.! درپست بعدی جهت دانلود آماده میشود. واینکه دوست خوبم حسین عباسیان ازشاعران وغزلسرایان خوب هم به این دنیای مجازی آمد! و اما هرانچه هست شعر است: ازخواب پرید چیزهای دیده را مرور کرد. تصمیم گرفت درخواب بعدی حتمن ببوسدش.. ======================= افتادن چیزی اتفاقیست ترک نخوردنش اتفاقیست نشکستنش اتفاقیست افتادن اتفاق تو اما نه جبری نه احتمالی افتادن من به ژرفای دو پستانت افتادنی اتفاقیست. بروزشدم۱۶/۳/۹۰

