تبليغاتX
دون ژوان


دون ژوان

نه اینکه شعر است درد است











رشکم ازپیرهن آیدکه در آغوش تو خسبد
زهرم برغالیه آیدکه براندام توساید (سعدی)

بعدازمدتی غیبت که به دلایلی فوق سنگین سری که برخودم هم نامعلوم مانده بازهم
درود:
ازهزارتوهای فکری که رد شویم به لابی های اینترنتی میرسیم،به توهمات دنیای
پسامدرنیته که تازه تازه هم به این تئوری رسیده اندکه تمام جهان پیرامونمان
داده های عددیست واین مغزماست آنرابه شکلی که میبینیم به تصویر میکشد..!
اماهنوزیک چیزدراین داستان نمیگنجد...شعر
واینکه۲تاازدوستان شاعرم بعدازمدتهابروزشدن حتمن سری بزنید..
                          تاخیری  ( فاطمه موسوی )
و سورنا۸۸( کتایون بهرامی )
                                              و اما شعر:
بی خیال پریدن ،!
هیچ پریدنی درکار نیست .
تو میتونی بپری 
               چرا راه میری؟!
لباساشو درآورد...
بیخیال راه رفتن
             بیا بخوابیم..

وقتی پریدنی در کار نیست 
از خوابیدنتم نمیترسم...

اینو گفت ،
ازپرهای پشتش
یکی کند
رو تختم
کنارم
      آروم خوابوندش !
بعد
      زیبا
پرید
      خیلی .

1389/11/15
===================================
کلاغی نمیپراند
               دوبالش را
ونوک میزند
مویرگهای  مردگی
                     چشمم را..
هنوز
فئودالسیم 
این سطرها
مترسکی
برای
      خندیدن  دارد .
۱۳۸۱
وبروز شدنم
۲۲ امرداد ۹۰
: نوشته ی هرمز سعدالهی


ای دوست

 این روزها باهرکس دوست میشوم

احساس میکنم آنقدر دوست بوده ایم

که دیگر وقت خیانت است...(نصرت رحمانی)

 درودی به بی کرانگی پرده ی شب..بابت تاخیرم عذر میخواهم..اینروزها احوال خوبی دردست

پریدن ندارم.الطاف مهربان همه چیزو همه کس به سمتم پرتاب میشود از ندیده ترین ها تا

صمیمیترین ها..ازنزدیکترین هایی که تا دیروز به نزدیکی بودنشان اعتماد کردم تا با لبخندی

شادباورکنمشان..انانکه حتی امروزهم با هرچه جهان مدرن دراختیارشان گذاشته .

روبرو همانندقبلند که میپنداشتم و پشت روهمانند الان که میپندارم.

از تمام دوستانی که وقت گذاشتن وقسمت ۱نقد جریان غزل پست مدرن را خواندن ممنونم و

کسانی که گفتن خواندند استفاده کردن و پشت رو به خاطر عدم سوادی مکتبی حتی به جدی

نگرفتنش مستمرتر بودند.و قضاوت همیشه بر عهده مخاطب بوده!این مانیستیم که باهرچه که

هست ..میتوانیم جایگاهی درهنراین مملکت بخزیم.این صندلی اهدایست ازمردم نه از...

وخبرمهمتراینکه مجموعه ومانیفست یا چگونگی شکلگیری غزل پست مدرن

(هومن-عزیزی)   بدستم رسیده .

اولین غزلهای این جریان واولین شخصی که این بحث راآغازکردکه من درتمام لحظات

حضورداشتم وشایدکسی بودم که باعث پیونداین نوع جریان به ادبیات پایتخت بود که

هومن تاریخ سرودنش برمیگردد به ۱۳۷۴-۷۵.!

درپست بعدی جهت دانلود آماده میشود.

واینکه دوست خوبم حسین عباسیان ازشاعران وغزلسرایان خوب هم به این دنیای مجازی آمد!

و اما هرانچه هست شعر است:

 

ازخواب پرید

چیزهای دیده را 

مرور کرد.

تصمیم گرفت

درخواب   بعدی

حتمن    ببوسدش..

=======================

افتادن چیزی اتفاقیست

ترک نخوردنش اتفاقیست

نشکستنش اتفاقیست

افتادن اتفاق تو اما

نه جبری  نه احتمالی

افتادن من به

ژرفای دو پستانت

افتادنی اتفاقیست.

بروزشدم۱۶/۳/۹۰

: نوشته ی هرمز سعدالهی